نمرود، مغرور از قدرت و توانایی خود از دست پشهای عاجز شده بود. انسان نیز مغرور از قدرت و توانایی خود گرفتار ویروسی شده است که با چشم غیرمسلح دیده نمیشود. حالا که گرفتار تهدید این پشه شدهایم و مجبور به ماندن در خانه، یاد مثال «از تهدید، فرصت ساختن» هم میافتیم. از رکود اقتصادی و مشکلات بسیار ازجمله افسردگی پساکرونا سخن به میان میآید اما اگر اهل فرصت ساختن از تهدید باشیم، میتوان این روزها را فرصتی مناسب دید. در حوزهی فردی میتوان اقدام به مطالعه بدون ایجاد حواسپرتی نمود. برخی اقدام به نوشتن مقالهای میکنند که مدتها منتظر پنجشنبه و جمعههایی بودند برای وقت گذاشتن روی آن. بعضی از افراد هم روی آوردهاند به بالا بردن سطح مهارت در زبان خارجه یا علوم مورد علاقهشان که میخواستند ولی فرصت نداشتند. در حوزه کسب و کار نیز میتوان فرایند الکترونیکی نمودن عرضه کالا یا خدمات را آغاز نمود که اهمیتش را بدین صورت درک نمیکردیم. … اما بعضی هم هستند که از تهدید، تهدیدی بدتر میسازند. این افراد اگر روزی عادی بود به سر کار میرفتند و درآمدی کسب میکردند. حالا که کسب درآمد منتفی شده است، روزهایشان در شبکههای مجازی، پای تلویزیون و در خواب سپری میشود. شاید بهتر باشد عضو دستهی اول باشیم تا بعد از روزهای کرونایی احساس کنیم در دوران منزلنشینی، پیلهای دور خود تنیده و کنج عزلت گزیده بودیم تا پس از آن تبدیل به پروانهای شده باشیم.
نویسنده: سیدمهدی حسینی
چند نکته درباره کتاب «در جستجوی معنا»
از متن کتاب: «زندانیان برجسته مانند کاپوها، آشپزها، انباردارها و پلیس اردوگاه هیچگاه گمان نمیکردند که تحقیر شدهاند. بلکه برعکس احساس میکردند که ترفیع یافته و افتخاری نصیبشان شده است. برخی از آنان حتی احساس خودبزرگبینی هم میکردند. واکنش و عکسالعمل روحی و جسارت اکثریت زندانیان نسبت به آنها بر چند نوع بود و گاهی نیز از روی کنایه و بذلهگویی بروز میکرد. به عنوان مثال یک زندانی دربارهی کاپویی به زندانی دیگر چنین میگفت: فکرش را بکن! من این شخص را قبل از جنگ زمانی که رئیس بانک بود میشناختم. آیا هرگز تصور میکرد که به چنین مقامی برسد؟» (در جستجوی معنا، ویکتور فرانکل، ترجمه امیر لاهوتی)
– مهم نیست در چه محدودهای مینگریم. خانه، مدرسه، شهر، کشور یا سطح کرهی زمین. هر کدام زندانی است به وسعت خودش و مقامهایی که به صورت موقت به دست میآوریم. همهی این مقامها وقتی ارزش دارند که معنایی در زندگی ایجاد کنند.
– شنیدهایم که انسانها عموما یکی از سه هدف غریزه جنسی، قدرت و پول را دنبال میکنند. فروید در روانکاوی به دنبال عقدههای جنسی است و آدلر به دنبال عقده حقارت و طلب قدرت اما ویکتور فرانکل میگوید هدف دیگری نیز وجود دارد و آن معنا بخشیدن به زندگی است. لذا به جای نگریستن به گذشته، بیشتر به آینده نظر میکند. اینکه چرا زندگی میکنیم؟ چرا سختی را تحمل میکنیم؟ چرا تلاش میکنیم و … را هدف غایی مشخص میکند.
– از نظر فرانکل معنای زندگی برای هر فرد متفاوت با فرد دیگری است و ممکن است در طول زمان تغییر کند بدین معنی که معنای زندگی امروز با معنای زندگی فردا تفاوت داشته باشد. لذا روانپزشک نمیتواند نسخهای واحد برای افراد ارائه دهد و یا معنای زندگی افراد را پیدا کند. وظیفهی وی صرفا کمک به فرد برای یافتن معنای زندگی توسط خود فرد است.
– شاید در حوزه روان درمانی لوگوتراپی در زمان خودش حرف جدیدی برای گفتن داشته و تکنیکهایی را معرفی کرده است. با اینحال سالیان دراز قبل از آن، ادیان هم (بویژه ادیان الهی) به انسان همین صحبتها را (و فراتر از آن) متذکر میشدند و آموزش میدادند.
بازنشستگی اجباری در مشاغل فناوری اطلاعات
بسیار شنیدهایم و دیدهایم شغلهای سنتی در حال حذف بیرحمانه هستند و مشاغل مدرن با تکیه بر فناوری اطلاعات در حال رشد و جایگزینی آنها. زنگ خطری را به درستی به صدا در آوردیم برای شاغلان سنتی. حتما مثالهای بسیاری را هم سراغ دارید.
بسیاری از ما متخصصان علوم فناوری اطلاعات هم با مطالعات و بروزرسانیهای دانش مربوط تخصص خودمان غره هستیم به اینکه در لبهی تکنولوژی حرکت میکنیم و اوضاع خوبی داریم. با خیال راحت به امید آیندهای روشن در حال آموختن انواع علوم تخصصی از حوزه شبکه گرفته تا برنامهنویسی، سرویسهای مختلف، مجازیسازی، امنیت و … هستیم. بعضیها به استخدام شرکتهایی درمیآییم که زیرساختهایشان را خودشان راهاندازی و پشتیبانی میکنند و بعضیها به صورت فریلنسر، پروژه بعد از پروژه قرارداد میبندیم و از این شرکت به آن شرکت نقل مکان میکنیم.
اما بعضا غافل هستیم از سرعت وحشتناک رشد تکنولوژی. حتی اگر بتوانیم سرعت حرکتمان را با سرعت پیشرفت در حوزه تخصصی خودمان هماهنگ کنیم با رشد افسارگسیختهای در حوزههای ابری مواجه هستیم که حواسمان به آن نیست. چرا؟ چون در ایران هنوز زیرساخت ارائه سرویسهای ابری آنچنان توسعه نیافته و از طرف دیگر به دلایل مختلف (ازجمله تحریمها، هزینههای دلاری خرید خدمات یا اجاره تجهیزات مبتنی بر ابر؛ توجه به بومیسازی (از نوع خودکفایی داخل سازمانی و نه ملی) و عدم اعتماد به سرویسهای بینالمللی (به درستی) در بسیاری از سازمانهای دولتی)، استفاده از سرویسهای ابری توسعه نیافته و به چشم نمیآید.
لذا اتوماتیک شدن تمامی تنظیمات مربوط به تجهیزات شبکه به بهترین نحو ممکن به راحتی drag&drop، اجاره و انجام تنظیمات هر تجهیز شبکهای که فکرش را بکنید و استفاده در بستر شبکه خودمان در سریعترین زمان ممکن، راهاندازی سرویس ایمیل اکسچنج یا شیرپوینت مایکروسافت با تمامی تنظیمات امنیتی لازم مبتنی بر ابر مانند آب خوردن و بسیار بسیار سرویسهای دیگر که با عنوان IaaS و PaaS شناخته میشوند را نمیبینیم. دور نیست زمانی که حتی در حوزه فناوری اطلاعات نیز متخصصان یا مجبور به جذب در شرکتهای مادر فروشنده سرویس و زیرساخت شوند و یا مجبور به بازنشستگی. شاید بدبینانه به نظر بیاید ولی به هر حال اگر دقت نظر لازم را نداشته باشیم ممکن است روزی ما هم مانند رانندگان آژانسها شروع کنیم به اعتراض به شرکتهای بزرگی که ما را از کار بیکار کردهاند.
در مجموع نگاه استراتژیک و مشاهده روند تغییر مشاغل فقط مختص مشاغل سنتی نیست؛ همهی ما باید آن را مد نظر داشته باشیم.
IaaS: Infrastructure as a Service *
PaaS: Platform as a Service *
مشکلی به بزرگی کوه
«کوه برای یک مسافر تن آسا که می خواهد بدون خستگی و به سرعت به آن طرف برسدُ حکم مانعی دارد که باید از آن احتراز جوید و از اطرافش بگذرد ولیکن همان کوه برای یک کوهنورد جاه طلب که مشتاق است به بالاترین نقطه کوه صعود نماید، حکم یک غنیمت را دارد که او باید به سراغش برود تا از آن کام برگیرد.» (کتاب اگزیستانسیالیسم، فولکیه، ترجمه ایرج پورباقر)
به کسانی که این جمله را الهام بخش می بینند قویا پیشنهاد میکنم فیلم مستند free solo محصول شرکت national geographic که جایزه اسکار بهترین فیلم مستند سال ۲۰۱۹ را دریافت نموده است، مشاهده کنند.
استفاده از حداکثر ظرفیت فعلی
بسیاری از ما در موقعیتهای مختلف زندگی ازجمله موقعیت شغلی یا خانوادگی فرصتی داریم که شاید توجه چندانی به آن نیز نداشته باشیم؛ چرا که دائم به فکر جای بهتر هستیم در حالی که اگر بخواهیم از ظرفیت فعلی حداکثر استفاده را ببریم، چه بسیار فعالیتهایی مانده که باید انجام دهیم. دریغ این فرصتهای حاضر، زودگذر هستند. (اگرچه تغییر میتواند بسیار خوب باشد و لازمُ فقط باید از وضعیت قبلی خوب استفاده کنیم) هیچوقت فراموش نمیکنم هنگامی که تهیهکنندهی برنامههای تلویزیونی بودم و حداقل هفتهای یک برنامهی تلویزیونی تولید میکردم، دوستی به من میگفت توجه کن که از این فرصتی که در دستت هست خوب استفاده کنی و مفید باشی چرا که برنامهی تولیدی تو حداقل برای هشتاد میلیون فارسی زبان پخش میشود. حال تعداد بینندگان آن، دست توست. اگر خوب تولید کنی میتوانی تعداد افرادی را که آن را میبینند افزایش بدهی و تاثیر مثبتی نیز در جامعه بگذاری.
داشتم گلستان سعدی میخواندم که به این بیت زیبا رسیدم و افکاری که از ذهنم گذشت و بخشی از آن را نگاشتم:
«دریاب، کنون که نعمتت هست به دست
کین دولت و ملک میرود دست به دست»
شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد
برای من که بسیار اتفاق افتاده است. بارها ایدههای مختلف و بسیار نو به ذهن بسیاری از ما میرسد که انجامشان ندادهایم و بعدها میبینیم دیگران آن ایده را محقق کردهاند. یا اینکه چه بسیار تصمیمات مهمی در زندگیمان وجود دارد و میخواهیم اجرا کنیم ولی آن را به تعویق میاندازیم. فکر میکنم ۲ تا بهانهی عمده داشته باشیم. ۱- فرصت ندارم که انجامش بدهم.۲- هنوز این ایده نپخته هست و باید آن را پروراند یا هنوز نمیتوانم این تصمیم را به نحو احسن انجام دهم.
این درحالی است که: اگر از فرصتهای زندگی به نحو بهینه استفاده کنیم، فرصت اجرای ایدهها و رسیدن به رویاهایمان را حتما داریم. از طرف دیگر به نظر من هر کاری زمانی دارد. در بیش از ۹۵ درصد موارد اگر آن کار در زمان خودش حتی با ۷۰ درصد کیفیت انجام بشود، بهتر از این است که اصلا انجام نشود یا زمانی انجام شود که دیگر فایدهای نداشته باشد.
پس بهانهای نیست
همین الان شروع کنیم
جهان برای زیستن رو به بهبود است یا بدتر شدن؟
نظر شما چیست؟ جهان آینده را چگونه تصور میکنید؟ سوالات ذیل را مرور کنیم.
– امروزه در تمامی کشورهای با سطح درآمد پایین در جهان، چند درصد از دانشآموزان دختر تحصیلات ابتدایی را به پایان میرسانند؟ الف) 20 درصد ب) 40 درصد ج) 60 درصد
– در بیست سال گذشته، درصد جمعیت جهان که در فقر شدید زندگی میکنند …
الف) تقریبا دو برابر شده است ب) تقریبا همان اندازه، بیشتر یا کمتر باقی مانده است ج) تقریبا به نصف کاهش پیدا کرده است
– امروزه در دنیا 2 میلیارد کودک بین سنین 0 تا 15 سال وجود دارد. طبق گفته سازمان ملل متحد در سال 2100 چند کودک در جهان وجود خواهند داشت؟
الف) 4 میلیارد ب) 3 میلیارد ج) 2 میلیارد
– در سراسر جهان، آقایان دارای سی سال سن به طور متوسط ده سال از عمرشان را در مدرسه گذراندهاند، خانمهای همسنشان به طور متوسط چند سال از عمر خود را در مدرسه گذراندهاند؟
الف) 9 سال ب) 6 سال ج) 3 سال
بهتر است پاسخ را در کتاب factfulness نوشته هانس رزلینگ پیدا کنید. (برای اینکه کنجکاوی که نویسنده میخواهد در ابتدای کتاب ایجاد کند باقی بماند و به قولی اسپویل نشود)
factfulness را هنگامی برای مطالعه انتخاب کردم که دیدم بیل گیتس تعداد زیادی از نسخههای آن را به فارغالتحصیلان کالجها و دانشگاههای آمریکا هدیه داده است. او مینویسد: «این کتاب یکی از مهمترین کتابهای آموزشی است که تاکنون مطالعه کردهام.»
تاکنون factfulness به فارسی توسط حداقل 6 انتشارات مختلف ترجمه شده که البته من ترجمهی بهار رحمتی نشر نوین را مطالعه کردم. عنوان فرعی آن هست: «ده دلیل برای اینکه ما درباره جهان اشتباه فکر میکنیم و چرا اتفاقات جهان از آن چه به نظر میرسند، بهترند.»
مدتی قبل مطلب کوتاهی درباره اینکه خیلی وقتها از اطرافیان میشنویم قدیمها بهتر بود، نوشته بودم. خیلی وقتها حواسمان نیست که قدیمها فاجعه بود. حکومتهای استبدادی و جنگها زیاد بودند و کشتار وحشیانه تعداد زیادی از مردم را به فلاکت میانداخت؛ اکثریت جامعه بیسواد بودند و هرگونه خرافات را باور میکردند؛ مردم بدون برق و اینترنت چه میکردند؛ سرما را چطور تحمل میکردیم؛ از کودکانی که به دنیا میآمدند چه تعدادی زنده میماندند و چه بسیار مادرانی که سر زایمان جان خود را از دست میدادند.
ممکن است هدف اصلی هانس رزلینگ، ایجاد دیدگاه مثبت در مخاطب نسبت به آیندهی جهان و در پیاش آرامش ذهنی و انگیزههای مثبت برای تلاش در ساخت آیندهای بهتر باشد ولی از آن بگذریم، یکی از مهمترین دستاوردهایش، مصداقهای بسیار زیبا و اثرگذار در تفکر نقادانه است. درواقع اگر به دنبال تمرینهای خوب برای تفکر نقادانه میگردید، پیشنهاد میکنم حتما این کتاب را مطالعه کنید.
یکی دیگر از فواید مطالعهی factfulness نیز یادآوری در جای جای آن هست که این اخبار بد هستند که به طور گسترده مورد توجه مخاطب قرار میگیرد و اگر خبرنگاران و رسانههای خبری، اخبار خوب را بیشتر از اخبار بد پوشش بدهند به بیکار شدن آنها یا تعطیلی آن رسانه میانجامد. لذا اثرات منفی روانی وابستگی به اخبار میتواند بسیار زیاد باشد و لازم است ضمن ایجاد تعادل در آن، نسبت به آنچه دریافت کردهایم دیدگاهی نقادانه داشته باشیم.
معرفی کتاب: زمین بر پشت لاکپشت ها
این رمان رو خیلی قبل تر دیده بودم و بی تفاوت از کنارش رد می شدم ولی هنگامی تصمیم به مطالعه اش گرفتم که توسط بیل گیتس در اینستاگرام معرفی شد. با یک جستجوی ساده در اینترنت متوجه شدم ترجمه اش در بازار وجود داره و با وجودی که عموما از کتابهای الکترونیکی خوشم نمیاد و تجربه ی خوبی در مطالعه شون ندارم، به دو دلیل تصمیم گرفتم نسخه الکترونیکش رو از طاقچه خریداری کنم:
۱- دستیابی سریعتر به کتاب در ایام نوروز بدون نیاز به حضور فیزیکی در بازار ۲- نیازی به نگهداری این رمان در منزل در کنار کتابهای دیگه حس نمیکردم
و اما درباره ی نویسنده ی کتاب:
جان مایکل گرین نویسنده صاحب نامی که تقریبا تمام آثارش مورد توجه قرار گرفته است. او در سال ۲۰۰۶ جایزه مایکل ال پرینتز را برای رمان «در جستجوی آلاسکا» برنده شد. رمان the fault in our stars در ژانویه ۲۰۱۲ پرفروشترین کتاب نیویورک تایمز شد. این کتاب با نامهای ستارگان بخت ما مقصرند، اشتباه در ستاره های بخت ما، شوربختی ما، من او و نحسی ستارگان، نحسی ستارگان بخت ما، نقص ستارگان ما، و بخت پریشان بارها طی دو سه سال اخیر در ایران توسط ناشران مختلف ترجمه و به چاپ رسیده است. در سال ۲۰۱۴ فیلمی بر پایه آن ساخته شد که فروش بسیار خوبی داشت. فیلم موفق دیگری نیز بر اساس کتاب شهرهای کاغذی در سال ۲۰۱۵ ساخته شد. نام وی در سال ۲۰۱۴ در لیست ۱۰۰ نفر شخص تاثیرگذار در جهان نشریه تایم قرار گرفت.
جان گرین علاوه بر داستان نویسی به دلیل پستهای ویدئویی نیز شناخته شده است. ویدئوبلاگی در یوتیوب که با برادرانش تشکیل داده، بیش از ۳ میلیون مشترک دارد. در تد می توانید ویدئویی با عنوان «راهنمای خوره ها برای یادگیری هر چیزی به صورت آنلاین»، برای آشنایی بیشتر با وی و نظراتش درباره آموزش آنلاین ببینید. در این سایت نیز می توانید ویدئوی دیگری از وی درباره ی کتاب مشاهده کنید. (هر دو ویدئو دارای زیرنویس فارسی هستند.)
کتاب Turtles all the way down:
کتابی شامل جملات فلسفی و مفهومی برای اندیشیدن. شخصیت اصلی، فردی است دارای وسواس و بیماری روحی. فردی که به دنبال میلیونری گمشده می گردد ولی درواقع به دنبال جستجوی خویشتن می باشد. رمانی درباره زندگی روزمره آنلاین و امروزی انسانها و مشکلاتشان بویژه جامعه آمریکایی با دستگاههای فلزیاب مستقر در مدارس برای جلوگیری از ورود اسلحه. زندگی عریان در فضای دیجیتال و رهگیری فعالیتهای آنلاینمان در فضای دیجیتال به صورت لحظه ای با وجود تمام پنهانکاریها. غرق شدن انسانها در دنیا و مشکلات خودشان و نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن و به دنبال دلیل زنده بودن، خودپسند نبودن و ارزش دادن به کیفیت زندگی بقیه.
این کتاب با اختلاف کم، جایگاه دوم در منتخبهای گروه جوانان بزرگسال را در گودریدز ۲۰۱۷ به خود اختصاص داد. طبق عادت از آنجایی که هنوز سرعت مطالعه ام به زبان فارسی بسیار بیشتر از مطالعه به زبان انگلیسی هست و طولانی شدن مطالعه حوصله ام را سر می برد، همراه با مطالعه نسخه فارسی کتاب گهگاهی برای تفنن چند صفحه ای را از نسخه اصلی کتاب مطالعه میکردم و بعضا برای یادگیری بهتر زبان با ترجمه تطبیق می دادم. ترجمه فارسی کتاب توسط خانم فاطمه جابیک با عنوان زمین بر پشت لاکپشتها، نه چندان زیبا ولی مناسب توسط نشر میلکان منتشر شده است.
معرفی کتاب: گفت و گو با نجف دریابندری
در تعطیلات نوروز فرصتی به دست آمد تا بعد از مدتها مطالعه کتابهای تخصصی فناوری اطلاعات، چند کتاب خوب عمومی که از قبل برای مطالعه ی آنها لحظه شماری میکردم به دست بگیرم و مطالعه شان را آغاز کنم. یکی از آنها کتاب «گفتگو با نجف دریابندری» بود. گرچه حدود بیست سی درصد از سوال و جوابها در قسمتهای مختلف با عبارات دیگر تکرار و بعضا از حوصله خارج می شد ولی درمجموع آموخته های مناسبی برایم داشت.
و اما چند نکته درباره ی این کتاب:
– هدف اصلی من، آشنایی و درک تجربیاتی بود که یک مترجم می بایست رعایت کند. خوبی اینگونه مصاحبه ها نیز همین است که اگر به درستی انجام شده باشد دید خوبی در این زمینه به مخاطب می دهد. این تجربیات لابلای کتاب موج می زند.
– انتظار داشتم در این کتاب به اصول و قواعدی که در کار ترجمه ی کتاب حاکم است، برسم. جالب اینکه این اصول وجود دارد ولی اینگونه نیست که به صورت تیتروار و بند بند ذکر گردد بلکه با مطالعه کامل کتاب به درک آن می رسیم. اصولی که خود دریابندری به مرور به آن دست یافته و برای خود رعایت می کند. در هر شغلی که نگاه کنیم چنین اصول شخصی شده ای را می توانیم ببینیم و چه خوب است اگر با یادگیری آنها از بهترین اساتید آن حرفه، متناسبترین هایشان با شرایط خودمان را بگیریم و غیرمتناسبها را به گوشه ای بگذاریم تا به سبک شخصی خودمان دست یابیم تا چرخ را دوباره اختراع نکنیم.
– با توجه به خاطراتی که از افراد مختلف در میان مصاحبه ها ذکر می شود، می توان به شناختی چند خطی (البته از منظر دریابندری) از افرادی همچون جمالزاده، گلستان، جلال، دهخدا و …، و تالیفات آنها دست یافت و سیری مختصر در تاریخ چند دهه قبل داشت.
– انجام مصاحبه یک تخصص است. می دانیم که پرسشگر نباید به ذکر سوالات از قبل طراحی شده بسنده کند و باید لابلای پاسخها سوالات جدیدی به دست بیاورد. همچنین می بایست از تخصص کافی درباره موضوع گفتگو برخوردار باشد تا در مواقع لزوم به کمک مصاحبه شونده بیاید، مصاحبه را هدایت کند و به قولی عصاره ی کلام را از زبان مصاحبه شونده بیرون بکشد. (مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد) مصاحبه کار سختی است. مشخص است آقای مظفری اطلاعات بسیار خوبی درخصوص موضوع گفتگو داشتند اگرچه بعضی قسمتها سوالات به سمت کلیشه می رفت و دریابندری به خوبی از زیر سوالات بی ربط شانه خالی می کند و پاسخهای خود را می دهد. شجاعت ایشان در انتشار قسمتهایی که آقای دریابندری کلا پرسش مطرح شده را زیر سوال می برد نیز ستودنی است. مطالعه ی چنین گفتگوهایی که به صورت کتاب منتشر می شوند برای گزارشگران، مجریان و تمامی علاقه مندان به انجام مصاحبه و گفتگو الزامی است.
موجسواری خبری یا خبرربایی در جهت ترویج برند
هنوز داستان درخواست FBI از شرکت اپل برای رمزگشایی آیفون «سید فاروق» عامل عملیات تروریستی «سن برناردینو» را به یاد داریم. در این ماجرا «تیم کوک» از رمزگشایی آیفون با وجود فشارهای وارده خودداری کرد (حداقل در ظاهر) و سوار بر امواج خبری گسترده، به امانتداری و حفظ حریم امنیتی کاربرانش تأکید ورزید که تبلیغات خوبی نیز برایش محسوب میشد. پس از آن نوبت سایر شرکتهای فعال در حوزه تکنولوژی بود که از این موقعیت بوجود آمده استفاده کنند. واتس آپ، گوگل، مایکروسافت، ای بی، سیسکو، دراپ باکس، موزیلا، یاهو، لینکدین، میتاپ، آمازون، فیسبوک، توییتر تنها تعداد معدودی از شرکتهای مطرح هستند که با انتشار خبر، بیانیه یا مصاحبه از اقدام اپل حمایت کردند تا از این آب گلآلود برای خود نیز ماهی بگیرند. درواقع این شرکتها نیز بر موج خبری بوجودآمده سوار شدند تا از قافله عقب نمانند. منبع
روز پنجشنبه 19 بهمن ماه نیز خبری مبنی بر عدم اهدای گوشی سامسونگ به ورزشکاران المپیک زمستانی کشورمان در کره جنوبی منتشر شد که واکنشهای زیادی را در کشور و شبکههای مجازی در بر داشت و به برند این شرکت در ایران ضربهای (هرچند کوچک) وارد کرد. در این هنگام است که شرکتهای رقیب میتوانند مجددا سوار بر موج رسانهای شده و به تقویت برند خود بپردازند. کاری که شرکت الجی انجام داد و با اقدامی به موقع اعلام کرد یک دستگاه موبایل هوشمند و یک دستگاه تلویزیون 55 اینچ جدید به ورزشکاران ایرانی حاضر در المپیک زمستانی اهدا میکند و البته تلاش مینماید موبایلها ازطریق نماینده اصلی کره شرکت الجی به ورزشکاران اهدا شود. (حداکثر استفاده از این رویداد) این درحالی است که اگر شرکت صد برابر این مبلغ در تبلیغات محیطی و مجازی خرج میکرد، نمیتوانست به اندازهی همین حرکت تبلیغ نماید. این نکته نیز فراموش نشود که کمترین اثر این اقدام، تبلیغ است چرا که ارزش ایجاد شده در وفاداری به برند، احترام به برند، یادآوری برند و … ارزش بیشتری دارد.
در عصری که به دلیل فراوانی محتوا، رساندن پیام به مخاطب به سختی انجام میشود، زیرکی در استفاده از چنین موجهای خبری و استفاده از هیجانات شبکههای مجازی در انتشار خبر آن، یکی از راههای مهم برای ارتقای ارزش ویژه برند محسوب میگردد.
در بازاریابی به این اقدام اصطلاحا Newsjacking میگویند. دیکشنری آکسفورد این کلمه را چنین معنی میکند:
The practice of taking advantage of current events or news stories in such a way as to promote or advertise one’s product or brand
«بهرهبرداری از رویدادهای جاری یا اخبار برای تبلیغ یا ترویج محصول یا برند»
اما همانطور که شاهد بودیم با وجود اقدام خوب انجامشده، تاثیرگذاری موجسواری الجی کم بود. این شرکت نتوانست از فرصت به وجود آمده، بهرهبرداری مقتضی نماید و فرصت سریعا از دست رفت. به نظر میرسد دو دلیل عمده در این بهرهبرداری کم، موثر باشد. ۱- زمان اقدام ۲- پوشش خبری کم
بهتر است ابتدا نگاهی به چرخه عمر خبرربایی ارائه شده توسط «دیوید اسکات»، نگاهی بیندازیم.
در نمودار میبینیم که بهترین زمان نیوزجک کردن در همان لحظات اول انتشار خبر اصلی میباشد. از این منظر شرکت الجی زمان مناسبی اقدام کرد و شاید اگر کمیته المپیک و شرکت سامسونگ قضیه را به سرعت جمع نمیکرد و عذرخواهی نمیکردند، میتوانست بهرهبرداری بیشتری نماید ولی در این مورد خاص شانس یار نبود و زمان کمی در اختیار این شرکت بود. این موضوع اهمیت استفاده از ساعات و حتی دقایق را به شرکتها خاطرنشان میسازد.
از طرف دیگر باز هم احتمالا به دلیل تعطیلی پنجشنبه و جمعه، روی خبر مربوط به هدایای الجی مانور زیادی داده نشد و سایتهای کمی این خبر را پوشش دادند. جا داشت با تماسها، مصاحبهها و انتشار اخبار بیشتر در فضای مجازی در این خصوص خبررسانی بیشتری انجام میشد.
درصورتی که درزمینه newsjacking مایل به مطالعه بیشتر هستید میتوانید به سایت «دیوید اسکات» یا کتاب خبرربایی تالیف محمود محمدیان و محمد مرشدی صائین مراجعه نمایید.


