معرفی کتاب: تفکر نقادانه

مدتی بود که میخواستم مطالعاتم را درخصوص تفکر نقادانه آغاز کنم. با معرفی کتاب «ذهن فریبکار شما» و جستجوی خرید آن در سایت سی بوک، با کتاب «تفکر نقادانه» مواجه شدم که با وجود عدم شناخت، قیمت 4000 تومانی باعث شد آن را نیز در سبد خرید قرار دهم. حجم کم کتاب نیز موجب شد برای تفریح و استراحت لابلای کتابهای دیگر آن را مطالعه کنم. ولی خوشحالم که از این انتخاب راضی بودم و وقتی که برای مطالعه کتاب گذراندم را تلف شده ندیدم.

1- همانطور که نویسنده اظهار می دارد: «هدف کتاب حاضر ارائه شرح مختصری از مفاهیم و ملاحظات بنیادی تشکیل دهنده ی تفکر نقادانه است. این کتاب سعی در تقویت تفکر در خواننده داشته است اما باید آن را صرفا نقطه ی آغاز پرورش مهارتهای تفکر دانست که ارتقای آنها مستلزم مطالعه و تمرین بیشتر است.» و البته نویسنده به خوبی به این هدف خودش نائل شده است. کتابی بود از این منظر بی عیب و نقص، خلاصه و کوتاه مقدمه ای برای ورود به دنیای تفکر نقادانه.
2- اگر تاکنون مطلبی درباره مغالطه ها و استدلالهای ضعیف مطالعه نکرده باشید، با دیدن این کتاب از خطاهای فاحشی که ما انسانها (با تمام ادعایمان) هر روز مرتکب می شویم متعجب خواهید شد. خطاهایی که باعث می شود فروشندگان با تبلیغاتشان جنسهایشان را بفروشند، سیاستمداران دعواهایشان را انجام دهند و هرکدام از روش خود به قانع کردن ما بپردازند، و …) تفکر نقادانه و آگاهی از این خطاها را بگذارید کنار خطاهای شناختی انسان (در کتابهایی مانند تفکر کند و سریع، هنر شفاف اندیشیدن، قوی سیاه) تا تصمیمات و تفکرات در زندگیتان دگرگون شود به شرط کسب مهارت در آنها
3- روزگاری با دوستی که خیلی قطعی درمورد هر چیزی اظهار نظر می کرد گفتم حداقل یک درصد احتمال خطا بودن نظرت را بده و اینقدر با اطمینان از آن موضوع صحبت نکن. حال اینکه خیلی بیشتر از این حرفها احتمال خطا در نتیجه گیریهایمان وجود دارد. چنانچه «نکته ی مهم این است که برای موضع رقیب، احتمال درست بودن قائل شویم، تا زمانی که خلافش ثابت شود. در تفکر نقادانه، حفظ عینیت درخصوص یقین در درستی یک باور برای تشخیص ضعف بالقوه ی موضع و بسط استدلالهای حمایتی مجاب کننده، بسیار مهم و کاربردی است. به علاوه اینکه همواره احتمال غلط بودن موضع خودمان را نیز حفظ کنیم در توسعه جهان بینی فلسفی ضروری است.»
4- درباره مهارتهای تفکر نقادانه نیز نویسنده به خوبی می نویسد: «توسعه ی مهارتهای تفکر نقادانه چیزی بیش از مهارت یافتن صرف در تعاریف و شگردهایی که در کتاب مطرح شده می طلبد. علاوه بر پرورش این ابزارهای تفسیری و تحلیلی، متفکر باید بکارگیری آنها را نیز برد باشد. وقتی طرف مقابل می کوشد ما را قانع کند، ما باید آن را تشخیص دهیم و به طور فعالانه و آگاهانه در فرایند تفکر ورود کنیم. یگانه راه تحقق این امر شکل دهی عادتهای ذهنی درست است. این بدان معنا نیست که همواره با ظن و تردید به همه چیز بنگریم اما باید از فرایندهای تفکر و استدلال خود و دیگران گاهی داشته باشیم. با درنظر داشتن این مهارتهای پایه ای، اگر به استدلالهایی که در زندگی روزمره با آنها مواجه می شویم توجه دقیق نماییم، حجم استدلالها و تفکر مغالطه آمیز و ضعیف را واقعا شگفت آور خواهیم یافت. (ناگفته بماند که چقدر این استدلالهای غلط گاهی با موفقیت همراه می شوند!)»

در پایان تأکید بر این نکته را ضروری می بینم که کسب مهارتهای تفکر نقادانه در کنار شناخت خطاهای ذهنی برای زندگی بهتر الزامی است و چه خوب است که به این مهم اهتمام ویژه ای داشته باشیم. عادت کرده ام در مطالبی که می نویسم هرجا از محمدرضا شعبانعلی عزیز اثری خوانده باشم برای مطالعه بیشتر به آن نیز ارجاع دهم. پس پیشنهاد می کنم نوشته ی «آزمون ساده تفکر نقادانه» را از دست ندهید.

4 دیدگاه برای “معرفی کتاب: تفکر نقادانه

  1. سلام سید عزیز. ترغیب شدم به خرید کتابی رو که در باره اش نوشته ای .
    ممنونم به خاطر این نوشته .
    در داخل پرانتز : ( اون ادرس وبلاگ قبلی من دیگه متعلق به من نیست و اگر تونستی سر فرصت حذفش کن .)

  2. سلام،
    نمی دونم حرفم تا چه حد درسته اما شاید تفکر نقادانه یه جور مهارته به همین علت مشکله
    مهارت یه جورایی به ناخودآگاه انسان وصله و همین اونو مشکل تر می کنه
    تفکر نقادانه کار هر شخصی نیست این رو مطوئن هستم شاید در حال هر شخصی بگوید بابا کاری نداره نقد کن اما تفکر نقادانه آن جاهایی خودش رو نشون می دهد که بخواهی چیزی که در باورتف در ناخودآگاهت نشسته را نقد کنی، چیزی را که شاید منفعت تو در آن نباشد،
    در هر صورت عبارت “تفکر نقادانه” ظاهراً زیبا و همه طرفدار و در باطن تلاشی سخت و عملیات فکری مسلط
    با تشکر

    1. سلام
      چه خوب گفتی در ظاهر زیبا و در باطن تلاشی سخت و عملیات فکری مسلط؛ همانطور که رولف دوبلی می نویسد: «وقتی عواقب یک تصمیم کوچک باشد، بهینه سازی منطقی را فراموش میکنم و اجازه می دهم غریزه ام کار را به دست بگیرد. فکر کردن خسته کننده است.» البته «اگر بخواهی یک ساز موسیقی را یاد بگیری، ابتدا نت را یا دمی گیری و سپس به انگشتانت می گویی چطور بنوازند. به مرور کاملا بر کلیدها یا سیمها مسلط می شوی. یک برگه ی نت میبینی و دستهایت تقریبا ناخودآگاه آن را می نوازند. وارن بافت هم برگه های تراز مالی را درست مثل موسیقیدانانی که به برگه ی نت نگاه می کنند می بیند. این دایره ی تواناییهای اوست، زمینه ای که او به طور حسی آن را درک می کند و در آن به استادی رسیده است.» پس کسی که می خواهد تفکر نقادانه داشته باشد باید دایره ی توانایش در این زمینه را تقویت کند و در آن به مهارت برسد تا ناخودآگاه در هنگام تصمیمهایی که عواقب کوچک دارد درست عمل کند و در مسائل مهمتر دقیقتر فکر کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.