اتفاقات مرئی و نامرئی

مدتی است ترافیک تهران به طور غیرمنتظره افزایش یافته است و روزانه مدت زیادی را در ترافیک به سر می‌برم. از طرف دیگر  چندی پیش خبر ناگوار و تأسف‌بار تصادف دو قطار و فوت هموطنانمان با آنهمه پوشش خبری، واکنشها و تحولاتی که در پیش داشت و دارد، موجب شده بود گاهی نکاتی را در ذهنم مرور کنم ولی قصد نوشتن درباره آن را نداشتم. امروز مطلبی در وبلاگ آقای علی کریمی مطالعه کردم که مرا به این تصمیم رساند چند خطی بنویسم. درواقع اصل ماجرا این است که با خودم می‌گویم درباره فاجعه قطار به درستی اینهمه موضع‌گیری، واکنش و اقدام در سطوح مختلف به عمل آمد. همه متأثر شدند ولی کمتر کسی به مسائل زیر توجهی می‌کند:

1- خوب یادم می‌آید آقای شعبانعلی در فایلهای صوتی «مدیریت توجه» وقتی درباره دیدگاههای ادوارد هال و فرهنگ مونوکرونیک و پلی‌کرونیک درباره زمان صحبت می‌کنند، توضیح می‌دهند که در فرهنگ مونوکرونیک قتل یا مرگ، فقط به قتل یا مرگ یک انسان نمی‌گویند. وقتی یک ساعت از وقت کسی را بیهوده هدر می‌دهیم درواقع یک ساعت از زندگی آن فرد را کشته‌ایم و یک ساعت را به قتل رسانده‌ایم. حالا خودتان حساب کنید این روزها با وجود ترافیک تهران که به طور غیرعادی زیادتر هم شده، سر جمع روزانه چه تعداد قتل صورت می‌گیرد که دیده نمی‌شود. اگر یک فیلم تلویزیونی بی محتوا می بینیم، چه مقدار وقت ما را می‌گیرد؟ خودمان با وقت‌گذرانی در شبکه‌های اجتماعی و بازیهای موبایلی چه مقدار خودکشی می‌کنیم؟ یا با عدم استفاده صحیح از وقتمان زندگی را هدر می‌دهیم؟

2- آلودگی بعضی شهرها متأسفانه موجب گسترش انواع بیماریها و افزایش تعداد مرگ و میرها شده است که معمولا به چشم نمی آید.

3- اعتیاد به مواد مخدر علاوه بر اتلاف وقت، باعث مرگهای زودرس، تباهی زندگی و خانواده فرد معتاد می شود.

4- تعداد تصادفات جاده‌ای به دلایل مختلف ازجمله رانندگی ناصحیح، مشکلات راهها و ایمنی ناکافی بعضی از خودروها را در نظر بگیرید.

5- دوستی دارم که در یکی از بیمارستانها کار می‌کند. وی می‌گفت اکثر افرادی که بیماری قلبی دارند از قشر ضعیف جامعه هستند. چرا؟ به نظر ایشان 2 دلیل عمده وجود دارد. اول اینکه قشر مرفه‌تر به محض بروز نشانه‌های بیماری هم از نظر فرهنگی و هم از نظر اقتصادی به پزشک مراجعه می‌کند ولی افراد ضعیف‌تر کمتر اهمیت می‌دهند. دلیل دوم ایشان وجود بیشتر ناراحتیها و مشکلات فردی و عصبی در زندگی افراد کم‌بضاعت نسبت به افراد دیگر جامعه است که زمینه انواع بیماریها می‌شود. متأسفانه فوت بی سر و صدای برخی از هموطنان.

از این نمونه‌ها زیاد است و البته اینها فقط مختص ایران نیست. کافی است به عنوان مثال نرم‌افزار پریسکوپ را روی موبایل خود نصب کنید تا ببینید چه مقدار مردم بیکار در دنیا و در کشورهای مختلف هستند که زندگیشان شده موبایل و روزانه بی‌هدف، فقط وقت خود را هدر می‌دهند.

درنهایت صحبتم این است که همانطور که دنیل کانمن در کتاب تفکر کند و سریع می‌گوید رسانه‌ها، خطاهای سیستم یک و البته علایق مردم باعث می‌شوند برخی از خطرها بسیار بیشتر از واقعیت به چشم بیایند و بالعکس برخی از خطرهای واقعی بسیار کمتر. کانمن می‌گوید: واکنشهای پیش‌داوری شده نسبت به خطر درواقع علت اصلی اولویتهای نامتعادل و نابجا در سیاستهای اجتماع هستند. قانونگذاران نیز به علت حساسیت سیاسی و دوم به این علت که آنان نیز مستعد همان پیش‌داوری ذهنی هستند که شهروندان به آن گرایش دارند، ممکن است به غلط دغدغه‌های شهروندان را اولویت‌بندی نموده و تخصیص بودجه و توجه داشته باشند.

لذا باید علاوه بر اتفاقات مرئی و روشنی که دیده می‌شوند و به آنها واکنش نشان می‌دهیم، حواسمان به مشکلات خاموش که کمتر دیده می‌شوند نیز باشد و به سهم خودمان و در اندازه‌ی توانمان قدمی برای حل این مشکلات برداریم. بسیاری از این مشکلات را تک تک ما می توانیم برطرف کنیم به عنوان مثال با استفاده داوطلبانه از خودروی عمومی علاوه بر آلوده نکردن هوا از وقت خود بیشتر می توانیم استفاده کنیم و حداقل مطالعه ای در مسیر داشته باشیم. موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.